اشک مرگ
به آنان که سائل به بزم آورند****غرور و محبت به نظم آورند
تا چهارروز نیستم . پیشاپیش عیدتون مبارک. بهم گفتن عیدو تبریک بگو منم گفتم. توجه نوشت۱: خدایا از تو آن خواهم که هیچ نخواهم. (عیدغدیر مبارک) توجه نوشت۲:دیشب حالش بد بود. راستی کی میدونه ۵تا انار چندتا دونه داره؟!! توجه نوشت ۳:گناهم چیست که ظنینی به نگاهم؟ بگذار بیگناه بمیرم. در کنار جعبه تیله های کودکیم. کاش میشد این صدا بهر تو بود آیه های گل برایت می سرود عشق را بر پایه ی محنت مبین بی نهایت ها سفر تا مرز چین عشق یعنی انتهای معجزه دل بریدن از کمان و هر چه زه گرچه این دل ندارد هیچ نای قلب من در تو ندارد هیچ جای؟ ارچه فهمیدی کاین دل عاشق است در پی فکری که آیا لایق است؟ من نه از آن گویم و نه از مگو از خودم گویم خودم. نه بهر او توجه نوشت۱: کاش میتونستم سیگار بکشم... توی عیدی که گذشت و همه به هم تبریک گفتیم....واقعا چیو قربونی کردیم؟ اعتقادمونو؟....افکارمونو؟.....یا احساسمونو؟.....من ؟....دلمو بخاطر تو....وتو؟....شاید امروزتو بخاطر دیروز.... نتیجه گیری ریاضیش این میشه: امروز دل من قربانی دیروز تو شد... توجه نوشت ۱: تمام بغض این سالهایت را دیشب گریستم. توجه نوشت ۲ : اشکهایم را ندیدی...باران دیشب را چطور؟ آی قیصر ! منم یک بینوا... تو میدانی کیستم...من تو را نمی شناسم اما نامت را در گوشه ی روزنامه و در انتهای حیاط مرکز فرهنگی روی یک بنر دیدم. نام بزرگ تو کلیشه نیست. بلیط این سینما و آن گیشه نیست. مرا به خاطر ادامه ی تو مطرود هر جا می خوانند. هنوز جدا نشدیم از این دنیای درختی اما بی ریشه. ما خود تیشه ی نمادهای درون هستیم. ما خود نخواستیم سهل باشیم . تو بگو...به من...یانه....من میگویم ....به تو... " روزگار من عادیست.....! " توجه نوشت: برداشتی از شعر روزگار من عادیست از قیصر امین پور... این شعر سروده دوست خوبم سارای عزیز هست در جواب دوبیتی قبلی من... برای من شعر گفت ولی من از زبان که گفتم... دلم گفت آسمون اینجاست گل و رنگین کمون اینجاست غم دنیا همش خوابه شکوه بیکرون اینجاست با رویاهاش گرفتاره که داره اونو می بوسه گل و رنگین کمون اینجاست فقط غم ها ، تو این دنیاست یه ابر مهربون باشم نمی خوام بی نشون باشم دلت خواست آسمون باشی یه ابر مهربون باشی زفکر غصه ها آزاد یه خواب بی نشون باشی دردم از زمین و زمان بهانه است تاراج دل به تیر یغما نشد ولی این آشنا رابه یک تیر صدنشانه است "اول آبان روز آمار و برنامه ریزی گرامی باد." توجه نوشت:برای اطلاع دوستانی که فکر کردن بنده تقویم گویا هستم باید بگم که رشته تحصیلی من آمار و برنامه ریزیه.رشته جالب .سخت. پرکاربردو به روزیه که در پیشرفت اقتصادی اجتماعی جامعه نقش مهم و اساسی را ایفا میکند.پس ذهنیتتون رو از رشته آمار فقط به سرشماریه ۱۰ سال یکبار محدود نکنید.کما اینکه مشکل نبود یک تحلیل گر آماری همین چند وقت پیش در مناظرات بین کاندیداهای ریاست جمهوری کاملا مشهود بود. لبخند زیبای خداوند....روزت مبارک... بی پرو پا بسته شدم مجهولم و درمانده ام خدا خدا ! خسته شدم دیگر جرٲت خرید محبت ندارم.شاید آن روز که گفتم دوستت دارم خواستم تا از تو تخفیف بگیرم. ولی دنیای تو جای چانه زنی نداشت. گفتی حراج زمستانست و من به خیال آشیانه گرم در آن سوز و سرما بالاترین قیمت را به تو پرداختم.دلم را...نقدنقد... ولی تو همه ی سرمایه ام را به تاراج بردی و از آن آشیانه گرم و دستان مهربان ٬ تنها نگاهی سرد را فروختی و من بینوا ماندم بی هیچ سرمایه. منی که دیگر جرﺃت خرید محبت را ندارم.....چه نقد٬̜ چه نسیه..... من نور را گم کرده ام.شب پاره ها به سویم هجوم آورده اند.مهتاب اسیر حوض کوچک خانه ی دور شده و گلدان شمعدانی که کنارش خشکیده. احساسم را جا گذاشته ام روی طاقچه ی خانه همسایه بغلی. وچه حکایتیست آش نذری که امروز غروب خوردم... چقدر دلم می خواست شاکر بودیم نه شاعر...که شعر را حقیقت کذب است به ره سپردن در جاده حکایت و شکر را ره سپردن است در طریق هدایت... " ۲۷ شهریور روز بزرگداشت استاد شهریار و روز شعر و ادب پارسی بر شما مبارک "
دلم بیچاره تب داره
نمیدونه یه کابوسه
کی میگه آسمون اینجاست
چشام دید و خودش فهمید
نمی خوام آسمون باشم
اسیره بند غم هایم




| قالب وبلاگ : سائل بینوا |





